خرید بک لینک
دوباره من، و خیال تو با آهنگهای دلگیر، شب دیگری از نبودنت را برایم ورق زد، نمیدانم همین الان، که دلم برای تو تنگ شده، کدام گوشه از این دنیا دل خوش کردی، اما در قلب من، جز عشق تو، چیزی دیگری نیست، دلم

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: سه شنبه 20 آذر 1397 ساعت: 5:26

ﺩﻟـﻢ ﺗﻨﮓ ﺷـﺪﻩ ﺑﺮﺍﯾﺖ. . . اﻣﺎﻧﻤﯽﺷـﻮﺩﺑﺮﺍﯾﺖ ﺑﮕﻮﯾـﻢ اﺯﺍﯾﻦ ﺩﻟﺘﻨـــــﮕﯽ ﺩﻟﺘﻨـــــﮕﯽ ﺭﺍﻧﺸﺎﻧﺖ ﻣﯽ ﺩﻫــﻢ باﺍﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘـﻪ. . . ﺟﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮔـﺬﺍﺭﻡ ﮐـﻪ شاﯾـﺪ ﯾـــــﮏ ﺭﻭﺯ ﺍﺯﺁﻥ ﮔـﺬﺭﮐﻨﯽبخوﺍﻧﯽ !!! ﻭﮐﺎﺵ ﺑﺪﺍﻧـﯽﮐـــــﻪ ﻣﺨﺎﻃﺐ ﻣ

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: سه شنبه 20 آذر 1397 ساعت: 5:26

امشب دومین شبیه که دلم بیشتر از هرشب دیگه ای برای تو بی تابی میکنه، امیدوارم حالت خوب باشه، نمیدونم ریشه این بی تابی از کجاست، اما عجیب دلتنگت شدم، دیشب امدم پست بزارم اما حالم ردیف نبود و وسط فکر و خ

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: سه شنبه 20 آذر 1397 ساعت: 5:26

از اینجا می روم روزی تو می مانی و فصلی زرد بگو با این خزان آرزوهایم چه خواهی کرد از اینجا می روم شاید همین امروز یا فردا توخواهی ماند تنها در حصار خشت هایی سرد از اینجا می روم تا شهر فرداهای نامعلوم ک

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: سه شنبه 20 آذر 1397 ساعت: 5:26

شب بود، داشتم با خودم کلنجار میرفتم که خوابم ببره، سرمو رو بالش گذاشتم و به تو فکر میکردم، چند بار دور خودم پیچیدم، به پهلو در امدم و دیدم خوابم نمیبره، گوشی رو برداشتم و بهت زنگ زدم، در واقع میدونستم

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: سه شنبه 20 آذر 1397 ساعت: 5:26

به روز و روزگارِ من، تو دلبرا ستمگرى نگو که کافرم شدى، به سجده هاى دیگرى نگو که میسپارى ام، به خشمِ تند روزگار نگو که سرنوشتِ من، شود مثالِ شهریار نگو که مبتلا کنى، مرا به درد بى دوا نگو که حاجتِ منى،

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: سه شنبه 20 آذر 1397 ساعت: 5:26

بهم ریختم، وقتی اسمت رو کنار اسمش دیدم، دست خودم نیست، یه تعصب مردانه با حسادتی که از نبودنت به دلم جا گذاشتی، یه درد عمیق از جای خالی عشقی که سهم من نیست، یه بغض سنگین از جنس نرسیدن، جا موندن و رد شدن، خوشحالم از خوشبختیت اما دوست داشتم خالق خوشبختی تو باشم، خاطرات خوبمون رو تو قلب هم دیگه ثبت کنم، نه اینکه تنهام بزاری و داغ داشتنت به دلم بمونه، این بار سنگینه که به دوشم گذاشتم، خودت که میدونستی چقدر دوست داشتم و پای معامله تو، به کمتر از جانم راضی نبودم...

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: سه شنبه 20 آذر 1397 ساعت: 5:26

اگر باید زخمی داشته باشم
که نوازشم کنی
بگو تا تمام دلم را
شرحه شرحه کنم

زخم ها زیبایند
و زیباتر آنکه
تیغ را هم تو فرود آورده باشی
تیغت سحر است و
نوازشت معجزه
و لبخندت
تنظیمی از قواره نور
و تیمار داری ات
کرشمه ای میان زخم و مرهم

عشق و زخم
از یک تبارند
اگر خویشاوندیم یا نه
من سراپا, زخمم,
تو سراپا
همه انگشتِ نوازش باش

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: سه شنبه 20 آذر 1397 ساعت: 5:26

بارون میزنه، برگ های طلایی پاییز کل کوچه و خیابونها رو پوشونده، تو این هوای سرد پاییزی دست های گرم تو رو کم دارم، برای قدم زدم، برای حرف هایی که یک عمر تو دلم سنگینی میکنه و هرگز نتونستم بگم، هنوزم بع

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: سه شنبه 20 آذر 1397 ساعت: 5:26

در ره عشقت ای صنم ، شیفته ی بلا منم چند مغایرت کنی ؟ با غمت آشنا منم پرده به روی بسته ای ، زلف به هم شکسته ای از همه خلق رسته ای ، از همگان جدا منم شیر تویی, ، شکر تویی ، شاخه تویی ، ثمر تویی شمس توی

برچسب: نویسنده: یگانه رحمانی تاريخ: سه شنبه 20 آذر 1397 ساعت: 5:26

صفحه بندی